السيد محمد حسين الطهراني
73
لمعات الحسين (ع) (فارسى)
سِنِينَ كَسِنى يُوسُفَ ! وَسَلِّطْ عَلَيْهِمْ غُلَامَ ثَقِيفٍ ، فَيَسُومَهُمْ كَأْسًا مُصَبَّرَة ! فَإنَّهُمْ كَذَّبُونَا وَ خَذَلُونَا وَ أَنْتَ رَبُّنَا ! عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا ! وَ إلَيْكَ أَنَبْنَا ! وَ إلَيْكَ الْمَصِيرُ ! « 1 » « چون اصحاب عُمَر بن سعد بر مركبهاى خود سوار شده و آمادهء جنگ با حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام شدند ، حضرت ، بُرَيْرَ بن خُضَير را براى موعظهء لشكر بفرستاد . بُرير هر چه آنان را پند و اندرز داد گوش ندادند ، و هر چه آنها را متذكّر و متنبّه نمود از آن سودى
--> ( 1 ) اين خطبه را در « لهوف » از ص 85 تا ص 88 آورده است . و در « نفس المهموم » ص 149 و 150 ، و در « مقتل مقرّم » از ص 262 تا ص 264 ، و در « مقتل خوارزمى » ج 2 ، ص 6 و 7 ، و در « ملحقات إحقاق الحقّ » ج 11 ، ص 624 و 625 آورده است ؛ و در « ملحقات » از خوارزمى با همين عباراتى كه نقل كرديم با مختصر اختلاف . و از علّامه ابن عساكر دمشقى در تاريخش ( بنا بر آنچه در ص 333 از منتخب آن وارد است ) نيز با مختصر اختلافى در لفظ وارد است . در « كشف الغمّة » ص 181 ، مختصرى از آن را آورده است . و در « تحف العقول » از ص 240 تا ص 242 ، تحت عنوان نامه حضرت به اهل كوفه ذكر كرده است . و شيخ طبرسى در « احتجاج » در ص 24 و 25 ، ج 2 از طبع نجف ، از مصعب بن عبد الله تا آخر اشعار تمثّل حضرت را آورده است .